شهر طوفان برده   

شهر طوفان برده

قلم در پنجة من نخلِ سرما خرده را ماند
دوات از خشک مغزی ها دهانِ مرده را ماند

نه پیوندی به دیروزی نه امیدی به فردائی
دل بی حاصل من شهر طوفان برده را ماند

تکانی هم نخورد از آهِ آتشبارِِ مظلومان
دلِ سختِ ستمگر سنگِ پیکان خورده را ماند

گل عشقم که بود از نوبهار آرزو خندان
کنون در پای جانان غنچة پژمرده را ماند

سر بیدرد کز شور تمنا نیستش بهره
بشاخ زندگانی میوة افسرده را ماند

ز بس در هر چه دیدم داشت رنگِ رنج و آزاری
جهان در چشم من یکسر دل آزرده را ماند.

 

 

شکوه


 

به داغ نامرادی سوختم ای اشک، طوفانی!
به تنگ آمد دلم زین زندگی ای مرگ، جولانی!


درین مکتب نمی‌دانم چه رمزِ مهملم یارب
که نی معنی شدم، نی نامه‌ای، نی زیب عنوانی


ازین آزادگی بهتر بود صد ره به چشم من
صدای شیونِ زنجیر و قیدِ کنجِ زندانی


به هر وضعی که گردون گشت، کام من نشد حاصل
مگر این شام غم را مرگ سازد صبح رخشانی


ز یک جو منتِ این ناکسان بردن بود بهتر
که بشکافم به مشکل صخره‌سنگی را به مژگانی


گناهم چیست، گردونم چرا آزرده می‌دارد؟
ازین کاسه گدا دیگر چه جستم جز لب نانی

بی تفاوت

بی تفاوت

 

گیرم که همه عیب و هجایم گویند

                                                   از من چه زدود

 

گیرم که همه راه ثنایم پویند

                                                   بر من چه فزود

 

آن شاخ شکوفه در چمن می خندد

                                                   بی منت کس

 

گلهای بهار از زمین می رویند

                                                   بی گفت و شنود

اعتماد بخود

اعتماد بخود

 

راه خود رو که دیگران رفتن

نه چنان رو که دیگران رفتند

به تو دادند چون نگاه نوین

جستجو کن بجو راه نوین

آنچه رفتند رفتگان در سال 

شوند اکنون به یک سحر پامال

گر کمی سر به خود فرود آریم

راه دشوار پیش رود داریم

طی این راه مرد می خواهد

عقل گردون نور د می خواهد

تو که بازوی بت شکن داری

خون آزدگان به تن داری

مانده میراث از کهن ایام

به تو آزادگی و غیرت نام

سیل ها خاست از چهار اطراف

با تو دارد ز قرن قرن مصاف

تو به هر خار خویش جان دادی

سخت مردانه امتحان دادی

پیش آن عزم و غیرت و تصمیم

خرد گردیده حادثا ت عظیم

باز کن راه را به نیرویت

شیروش تکیه کن به بازویت

راه دور است پیش باید رفت

لیک با پای خویش باید رفت

گر نه این ره به خود بری پایان

می برندت کشان کشان دگران

می برند آ نچنان که خواها نند

می کنند آ نچه در پی آنند

حاش لله در ین مقام سپاه

نه توی باشی نه من نه سر نه کلا ه

مرده باشیم و خاک ما بر سر

به که در نزد غیر فرمان بر

چشم با شد و لیک بینا نی

دست باشد ولی توانا نی

وضع امروز نیست چون دیروز

که به تیرو کمان شوی فیروز

رفت عصری که گفت شیخ اجل

رهبر رهروان به علم و عمل

سعدی افتاده است و آزاده

کس نیاید به جنگ افتاده

در جهانی که ما زنیم قدم

مرگ و افتادگی بود توام

کرکسان زمانه بیدارند

هر چه افتاده زود بردارند

هرکه افتاده پایمال شود

معرض ذلت و  زوال شود

اول این رهزنان تجربه کار

نا قه ی خفته را کند مهار

گزارشی از مراسم تشییع جنازه و یاد بود مرحوم استاد خلیلی

گزارشی از مراسم تشییع جنازه و یاد بود مرحوم استاد خلیلی

 

آخرین قافله سالار کاروان شعر و ادب رحلت کرد

 

امیر سخنوران استاد خلیل الله خلیلی ادیب توانا و شاعر بلند پایه کشور ساعت 2 شب دو شنبه چهاردهم ثور ( 7 رمضان المبارک) پس از یک مریضی  مختصری که عاید حالشان بود، در شفا خانه " علی مدیکل سنتر" اسلام آباد چشم از جهان فرو بست و بجوار رحمت الهی پیوست.

 

انا لله و انا الیه راجعون

 

نماز جنازه مرحوم استاد خلیل الله خلیلی  بعد از اینکه از اسلام آباد به پیشاور آورده شد، در حوالی ساعت چهار عصر به امامت صبغت الله مجددی  و اشتراک جمع غفیری  از مهاجرین، و انصار ادا شد بعد از ادای نماز تابوت استاد مرحوم به قبرستان "عبد الرحمن بابا" که در چند کیلو متری پیشاور واقع است، در حالیکه از طرف عده ای کثیری از ارادتمندان مهاجر و مجاهدش تشییع می گردید انتقال یافت. پس از انتقال جنازه به آخرین ارامگاه استاد، دوستداران و ارادتمندان اش نیز برای آخرین بار او را دیدار کردند و سپس با اشتراک انبوهی از مهاجرین و مجاهدین که برخی رهبران تنظیم های جهادی هم شامل بودند پیکر مطهرش را در حالیکه همه " بسم الله و ضعناک علی ملته رسول الله " می گفتند در قبر گذاشتند.

بعد از مراسم تدفین تشییع کنندگان جنازه شادروان  استاد خلیلی بر سر آرامگاهش صف بستند و به سخنرانی استاد برهاند الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی افغانستان پیرامون زندگی و کارنامه های شاعر کم نظیر استاد "خلیلی" گوش فرا دادند.

پس از پایان سخنرانی رهبر جمعیت اسلامی افغانستان ، جناب صبغت الله مجددی رئیس جبهه نجات ملی  هم بیانیه ای مختصری ایراد کردند و در پایان مسعود خلیلی  فرزند شاعر شهیر وصایای استاد مرحوم و سخنور بزرگ را که همه مبین وطن دوستی و علاقه ای درنگ ناپذیر او به تداوم جهاد و مبارزه  و ادامه نبرد با استعمار گران بود ، به سمع حاضرین رساند و این مراسم با قرائت چند نمونه از اشعار استاد مرحوم و اتحاف دعا بر روح مبارک او پایان پذیرفت.

سپس روز سه شنبه پانزدهم ثور به اساس اعلاناتیکه  روز 14 ثور از کمیته  فرهنگی جمعیت اسلامی افغانستان  و شب پانزدهم ثور از طرف رادیو پاکستان صورت گرفته بود   مجلس فاتحه خوانی استاد مرحوم در مسجد سنهری صدر پیشاور  از ساعت 8 الی یک  بعد از ظهر انعقاد یافت که در آن فوج فوج از مهاجرین ، مجاهدین و انصار  که تعداشان  به ده ها هزار تن می رسید در مسجد حظور یافته و بعد از سمع آیات قرآنی به روح استاد مرحوم اتحاف دعا می نمودند و برایش آمرزش می خواستند.

هم چنان ساعت 4 عصر روز شنبه 26 ثور برابر با هژدهم رمضان المبارک محفلی بمناسبت بزرگداشت استاد سخن شادروان خلیل الله خلیلی از طرف رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران مقیم اسلام آباد در تالار هوتل اسلام آباد برگزار شده بود، که در آن شعرا،نویسندگان و ادب دوستان افغانستان،ایران و پاکستان اشتراک ورزیده بودند، در محفل با فلم کوتاهی از زندگی استاد به زبان خودش آغاز یافت.

در این محفل معاون وزارت ارشاد اسلامی و استاد مهرداد اوستا از جمهوری اسلامی  ایران و عده ای از پروفیسوران و دکتوران  در ادبیات فارسی از دانشگاه لاهور نیز اشتراک ورزیده بودند.

در این گردهم ایی معاون وزارت ارشاد اسلامی بیانیه مختصری ایراد کرد، هم چنان آقای دکتر حسینی رایزن  فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران، شخصیت عالی استاد را ستوده و وفات شانرا ضایعه ای بزرگی به ادبیات فارسی خواندند و قطعه شعر بهاریه استاد مرحوم را که قبلا استاد خواسته بود آنرا از زبان او که یک شیرازی است بشنود قرائت کرد.

در این گردهم آیی برادر عبدالا حد تارشی معاون کمیته فرهنگی  جمعیت اسلامی افغانستان نیز در سوگ شهسوار سخن مرثیه ای داشتند که قرائت کردند، هم چنان  استاد غوریانی برادر تقوی ، خواهر لیلی ملک تیموری از ارادتمندان مهاجر شاعر فقید سروده های شانرا در سوگ استاد قرائت کردند، استاد مهرداد اوستا  از دوستان شادروان استاد خلیلی که از تهران تشریف آورده بود، قصیده ای غرایش را به سمع حظار رساند. در این مجلس  پروفیسوران و دکتران پاکستانی هم اشعاری را که در رثای استاد عالی مقام و سترگ سروده بودند قرائت کردند، مجلس با اظهار امتنان مسعود خلیلی از شعرا و حضار مجلس و خواندن دو رباعی استاد مرحوم پایان پذیرفت، در این محفل اشتراک کنندگان از آثار استاد خلیلی که شامل دواوین اشعار و تالیفات و تحقیقات ایشان بود و در دروازه ورودی تالار هوتل اسلام آباد بالای دو میز چیده شده بود دیدن نمودند.

همچجان بتاریخ  16 رمضان المبارک  جنرال ضیا الحق رئیس جمهور پاکستان بعد از ظهر آن روز در حالیکه برهان الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی نیز حظور داشتند  به منزل مر حوم استاد خلیلی رفته با اظهار تاثر بی پایان نسبت و فات استاد خلیلی به عنوان چهره ای ممتاز ادبی و علمی به بازماندگان شان عرض تسلیت نمودند.